📍مادر است دیگر … با عشق وسایل فرزندش را مرتب میکند، لباسهایش را به چوب لباسی میآویزد. انگار قرار است همین امروز جوانِ رعنا و دستهگلش با لبخند به خانه برگردد…
کفشهایش را به آغوش میکشد، میبوسد و اشک میریزد. کفشهایی که روزی قدمهای پرامید فرزندش را در خود جای میدادند.
چه کسی جای خالی جوانی را پر میکند که با هزار آرزو و امید، با گلولههای ضحاکیان از مادرش گرفته شد؟
این لباسها، این کفشها، این اشکها، سندهای زندهی جنایتی هستند که از حافظهی تاریخ پاک نخواهند شد. و ما عهد میبندیم که نگذاریم خون بیگناهان فراموش شود.
از دل این سوگ، فریاد برمیخیزد و از دل این اشکها، ارادهای برای آزادی جوانه میزند.
جاویدنام #محمد_رادماننیا

نظرها
نظرهای برتر