🗣روایت شما: وضعیت زندگی در سایه سرکوب سیاسی و تنش‌های نظامی - شنبه ۲ آبان

🔹شنبه دوم آبان‌ماه، ما دانشگاه ملی مهارت همدان هستیم. هزینه خوابگاه رو افزایش دادن و باید یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان اضافه بپردازیم و در غیر این صورت، اسکانمون لغو می‌شه. مگه ما دانشجوها چه گناهی کردیم که باید در این مملکت پر از لاشخور زندگی کنیم؟

🔹من یک دانش‌آموز کلاس ششمی هستم و هنوز خیلی کوچیکم، ولی چیزهایی رو تجربه کردم که نباید. از اون موقعی که مدرسه باز شده، هیچی نخریدم. در مدرسه بهم می‌گن چرا وسایلت برای پارساله؟ این حق ما نبود.

🔹از شهرستان محلات: شهریه امسال مدرسه «سما» ۵۰ میلیون تومانه، نیمکت‌هاش شکسته، امکانات صفر، نه مدیر درست‌وحسابی داره و نه هیچی.

🔹من ۱۴ سالمه، وضعیتمون یه جوری شده که روم نمی‌شه به بابام بگم وسیله می‌خوام. از اول مهر تا الان بارها به‌خاطر وضعیت مالی خوراکی نمی‌برم مدرسه، لوازم‌تحریر که بماند. امسال حتی پاک‌کن هم نخریدم، از تمام وسایل پارسال استفاده کردم. امیدوارم به‌زودی آزاد بشیم.

🔹من معلم هستم. یک پیج مانتوشلوارفروشی در اینستاگرام دیدم که می‌گفت: «اگه معلمی و ۱۵ تومان نداری که واسه مانتوشلوار بدی، بیا به پیج ما.» متأسفم که شأن معلمی به این حد رسیده.

🔹دانش‌آموز کلاس هفتمی هستم و مدام نگرانم که آینده قراره چی بشه. این از بورسیه نصف کشورها که اعلامش رو جرم کردید، این از وضعیت تدریس معلم‌ها، اون هم از پافشاری شدید روی مقنعه و تهدید به کم کردن نمره انضباط.