🗣روایت شما: وضعیت زندگی در سایه سرکوب سیاسی و تنش‌های نظامی - سه‌شنبه ۲۱ مهر

🔹از تهران: من یک دانش‌آموز دوازدهمی هستم. برای ثبت‌نام امسال ۴ میلیون تومان از ما گرفتن و اگر پول رو واریز نمی‌کردیم، ثبت‌نام نمی‌شدیم. الان مدیر میاد سر تمام کلاس‌ها و ۳ میلیون تومان دیگه از ما می‌خوان و تهدید می‌شیم که اگر واریز نشه، اخراج می‌شیم.

🔹من پیک موتوری در یک شهر کوچک هستم. خرج ۸ نفر روی دوشم هست و با یک موتور داغون کار می‌کنم. دو ساله که نمی‌دونم صبحانه و ناهار چیه، لباس که بماند. لباس رو از روی سطل زباله‌ها برمی‌دارم.

🔹من امسال دخترم رو نفرستادم مدرسه. دختر من کلاس سومه و امسال تصمیم گرفتم در خونه درس بخونه. فقط یه مدرسه پیدا کردم که آخر سال بره امتحان بده. ارزش نداره از بچه‌هامون گوشت قربانی و ویترین مظلوم‌نمایی برای مجامع بین‌المللی درست کنیم.

🔹از ارومیه: ۲۱ مهرماه به چندین فروشگاه مراجعه کردم برای سبد کالا، همون فروشگاه‌هایی که قبلاً هم خرید کرده بودم. هیچ‌کدوم سبد کالا نمی‌دن و می‌گن دولت از ماه قبل هم پولشون رو واریز نکرده.

🔹پمپ‌بنزین ۱۵ لیتر بیشتر بنزین نمی‌ده، یعنی اتومات روی ۱۵ لیتر قطع می‌شه. خود اپراتور علناً می‌گه یه شیرینی به من بده، کارت رو بدم بیشتر بزنی. پول نداریم بنزین بزنیم و مسافرکشی کنیم، اینا هم سر گردنه ما رو گیر می‌ندازن.