🗣روایت شما: وضعیت زندگی در سایه سرکوب سیاسی و تنش‌های نظامی - شنبه ۱۱ مهر

🔹کمبود معلم به جایی رسیده که مدیر دبستان تدریس پایه‌های اول و دوم مدرسه را بر عهده دارد و به والدین فشار آورده است که ماهانه سه میلیون تومان بابت استخدام معلم خصوصی پرداخت کنند، چون خانم مدیر نمی‌تواند هم به کارهای مدیریتی خود برسد و هم به دو پایه تدریس کند

🔹مرد ترنس هستم. با وجود اینکه دو سال است از یک پروفسور روان‌پزشک معتبر تأییدیه دارم، مراجع قانونی بدون ارائه هیچ دلیلی مجوز انجام عمل‌های تطبیق جنسیت را نمی‌دهند. طی این مدت، چند صد میلیون تومان به هزینه گزاف عمل‌ها افزوده شده است. شنیده‌ام در مواردی، افراد را تا هفت سال هم دوانده‌اند

🔹سال پیش به‌محض اینکه مدرسه تعطیل شد، اعلام کردند پول کتاب را واریز کنید؛ حالا می‌گویند یک ماه دیگر کتاب می‌دهند. مگر از آن زمان به فکر تهیه کاغذ آن نبودند؟

🔹من تعمیرکار لوازم‌خانگی هستم. قبلاً خازن را کیلویی می‌خریدیم، اما حالا ۱۰۰ عدد خریده‌ام که پولش را در چهار قسط پرداخت کنم. به امید پیروزی

🔹دو هفته است که برادرم به مدرسه نمی‌رود. مدیر مدرسه به آن‌ها گفته است که درس‌ها را مجازی برگزار می‌کنند، چون نیروهای سپاه و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی داخل مدرسه مستقر هستند و جایی ندارند که بروند

🔹از دیشب تا الان، ۱۱ مهر، اینترنت را به‌شدت ضعیف کرده‌اند؛ حتی گوشی‌ها آنتن نمی‌دهند

🔹محدودیت‌های اینترنت بدتر از قبل برگشته‌اند! روی دیتای موبایل هیچ VPNای درست کار نمی‌کند. بیشتر سایت‌های عادی یا از کار افتاده‌اند یا به‌کندی باز می‌شوند. سرعت به‌شدت افت کرده و آنتن‌دهی هم آن‌قدر بد است که نمی‌شود به اینترنت دیتا متصل شد. برای چه؟ برای اینکه حکومت بچه‌کش جمهوری تروریسم اسلامی چند هفته بیشتر بماند!

🔹من کارگرم. ۳۷ سال کار سخت کرده‌ام، اما الان فقط هفت سال سابقه بیمه دارم! پارسال دو بار سکته قلبی کردم و ازکارافتاده شدم. زن و بچه‌ام من را از خانه‌ای که خودم گرفته بودم بیرون کردند! درک می‌کنید؟ جمهوری اسلامی را مقصر می‌دانم