متن کامل سخنرانی تئو فرانکن در آکادمی نظامی پادشاهی بلژیک در حضور شاهزاده رضا پهلوی:
خانمها و آقایان، صبح همگی بهخیر. هر روز پیش نمیآید که در این کلاس درس در کنار شما باشم. اما امروز یک جلسهٔ درسی معمولی نیست. ما به مناسبت رویدادی بسیار ویژه گرد هم آمدهایم: سخنرانی مهمان دربارهٔ وضعیت خاورمیانه. منازعه میان ایالات متحده و ایران تأثیری مستقیم بر منافع اقتصادی و امنیتی خود ما دارد. ازاینرو، داشتن تصویری روشن از این مسئله ضرورتی انکارناپذیر است. دو دلیل وجود دارد که سخنرانی امروز را از این هم استثناییتر میکند. نخست آنکه امروز میزبان سخنرانی هستیم که دیدگاه او منحصربهفرد است. این دیدگاه میتواند بهویژه در درک آیندهٔ منطقه بسیار ارزشمند باشد. سخنان او وزن و اعتبار دارد. دوم آنکه رژیم کنونی ایران سخت کوشیده است تا مانع برگزاری این گفتوگو شود. هیچچیز نمیتوانست اهمیت آنچه را که در آستانهٔ شنیدنش هستید، روشنتر از این نشان دهد. اما اجازه دهید ابتدا سخنران امروز را معرفی کنم. رضا پهلوی در ۳۱ اکتبر ۱۹۶۰ در تهران، بهعنوان بزرگترین فرزند محمدرضاشاه و شهبانو فرح پهلوی، متولد شد. در سال ۱۹۶۷، همزمان با تاجگذاری پدرش، رسماً به مقام ولیعهدی منصوب شد. در سال ۱۹۷۷، نخستین پرواز انفرادی خود را با یک جنگندهٔ اف-۵ به پایان رساند و به جوانترین خلبان ایران تبدیل شد. سپس در تابستان ۱۹۷۸ به ایالات متحده سفر کرد تا دورهٔ پیشرفتهٔ آموزش خلبانی جنگندههای جت را در پایگاه نیروی هوایی ریس در ایالت تگزاس به پایان برساند. در همین دوران، یک دیکتاتوری اسلامگرا کنترل کشورش را به دست گرفت. در نتیجه، دیگر امکان بازگشت او به ایران وجود نداشت. اما اشتباه نکنید: آقای پهلوی یک مبارز است. در طول نزدیک به پنج دهه تبعید، جایگاه و اعتبار او بهعنوان چهرهای مخالف، پیوسته افزایش یافته است. رژیم آیتاللهها از همان زمان به قدرت رسیدن، در پی سرکوب خشونتآمیز تمامی صداهای مخالف در داخل ایران بوده است. صداهای مخالف تنها در خارج از کشور میتوانستند تشکل پیدا کنند. در نتیجه، رضا پهلوی به صریحترین صدایی تبدیل شده است که خواهان پایان جمهوری اسلامی است. او از برپایی یک دولت ملی جدید دفاع میکند؛ دولتی مبتنی بر حق مردم برای انتخاب شکل حکومت خود، از طریق انتخابات آزاد و منصفانه. همانطور که همهٔ شما میدانید، پیرامون این سخنرانی بحثی عمومی و پرحرارت شکل گرفته است. این رویداد از ابتدا بهعنوان فرصتی برای تبادل دیدگاهها برنامهریزی شده بود. از آنجا که آقای پهلوی در بروکسل حضور داشتند، به نظر میرسید کاملاً منطقی باشد که دیدگاههای ایشان را دربارهٔ آنچه در ایران میگذرد،بشنویم. اما خیلی زود روشن شد که رهبری کنونی تهران بهشدت با این موضوع مخالفت میکند در واقع، به ما هشدار داده شد که در صورت برگزاری این سخنرانی، با پیامدهایی وخیم روبهرو خواهیم شد. این رویکرد نشان میدهد که رژیم ایران واقعاً از پیام آقای پهلوی نگران است.و نهفقط این؛ بلکه میکوشد دموکراسی خود ما را نیز به اجبار وادار به تمکین کند. این رژیم نمیتواند تحمل کند که ما در محوطهٔ آکادمی سلطنتی نظامی خودمان، همینجا در بروکسل آزادانه دربارهٔ آنچه میخواهیم بحث و مطالعه کنیم این موضوع همهچیزی را که باید دربارهٔ رژیم کنونی بدانید،به شما میگوید. سرشت این رژیم اساساً سرکوبگرانه است.این رژیم میخواهد ارادهٔ خود را نهتنها بر مردم خودش، بلکه حتی در خارج از مرزهای خود نیز تحمیل کند؛ بر ما،همینجا و همین حالا. اگر در برابر چنین تلاشهایی برای ارعاب و وادار کردنمان به تمکین تسلیم شویم، این روند به کجا ختم خواهد شد؟
خانمها و آقایان، فرهنگ ایرانی به دلبستگیاش به شعر شهرت دارد. بنابراین، اجازه دهید سخنان خوشامدگویی خود را با بیتی از یکی از شاعران نامدار ایران، حافظ شیرازی، به پایان برسانم. در قرن چهاردهم میلادی، ایران گرفتار آشوبهای سیاسی و کشمکش بر سر قدرت بود. در شیراز،حافظ،شاعر بزرگ ایرانی، شاهد فرمانروایی پادشاهی با گرایشهای دینیِ سرکوبگر بود که میکوشید نظام اخلاقی سختگیرانهٔ خود را بر جامعه تحمیل کند.حافظ در چنین بستر تاریخیای این ابیات بهیادماندنی را سرود صحبت حکام، ظلمت شب یلدا است نور ز خورشید خواه، بو که برآید امروز، دهها میلیون ایرانی در اسارت زمستانی طولانی گرفتار آمدهاند؛ زمستانی که گویی هرگز پایان نخواهد یافت.اما امید به سپیدهدمی نو، به بهاری تازه،هرگز از میان نرفته است مردم ایران در طول دههها سرکوب،رؤیای آزادی،کرامت و آیندهای بهتر برای فرزندانشان را زنده نگه داشتهاند
چنانکه حافظ به ما یادآوری میکند:حتی طولانیترین شب نیز سرانجام باید جای خود را به طلوع خورشید بدهد والاحضرت همایونی شاهزاده رضا پهلوی، مایهٔ افتخار بزرگی است که امروز در اینجا به شما خوشامد میگوییم
نظرها
نظرهای برتر