🔸 وقتی سرکوب سیاسی و خشونت خانگی یکدیگر را تقویت می‌کنند

🔻گزارشی از میترا شجاعی

نام "ویدا ربانی" تا به امروز بیش از هر چیز با روزنامه‌نگاری و با فعالیت‌های مدنی و سیاسی گرده خورده بود؛ روزنامه‌نگار، زندانی سیاسی، امضاکننده بیانیه موسوم به ۱۷ نفر برای گذار از جمهوری اسلامی، فعال سیاسی جمهوری‌خواه و.... او در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی دستگیر و به هفت سال حبس محکوم شد و یک بار دیگر نیز پس از امضای بیانیه معروف به ۱۷ نفر در بهمن ماه سال گذشته بازداشت شد.

ویدا ربانی به نوشته خودش "طی چهار سال چهار بار بازداشت، بارها احضار و تلفنی تهدید شده و در هر بار بازداشت مدت‌های طولانی در انفرادی نگه داشته شده است".

حالا اما نام ویدا ربانی با "خشونت خانگی" نیز گره خورده است. روز ۲۱ مرداد او پستی را در صفحه اینستاگرامش منتشر کرد که در آن عکس‌هایی از بدن زخمی خود و عکسی از همسرش به همراه یک ویدیو دیده می‌شود که در آن یک مامور نیروی انتظامی در آپارتمانی را قفل می‌کند. ویدا ربانی نوشته این مامور به همسرش کمک کرده تا "در را محکم روی زنش ببندد".

او همسرش را به ایراد ضرب و شتم و "تاراج اموالش" متهم کرده است.

طبیعتا دویچه‌وله نمی‌تواند صحت و سقم این ادعاها را بررسی کند اما موضوع این گزارش نه ویدا ربانی و نه همسر او، بلکه خشونت خانگی، افشای آن و سوءاستفاده از قوانین زن‌ستیز جمهوری اسلامی برای سرکوب مضاعف زنان از سوی برخی همسران است.

افشاگری خشونت خانگی از سوی چهره‌های شناخته‌شده در ایران چندان رایج نیست، به خصوص وقتی این چهره‌ها فعالان سیاسی باشند و همسرانشان نیز به همین دلیل زیر ذره‌بین حکومت و مردم هردو قرار داشته باشند.

این یکی از معدود مواردی است که یک چهره شناخته‌شده سیاسی در فضای مجازی با انتشار عکس و سند، همسرش را به خشونت متهم کرده است؛ همان همسری که در زندان و اوطریق وکالت با او ازدواج کرده و مانند اکثر زوج‌های جوان و تازه ازدواج‌کرده رابطه عاشقانه‌ای نیز با هم داشته‌اند.

این که چنین زنی که بارها مورد خشونت سیاسی حکومت قرار گرفته و می‌داند زیر ذره‌بین عوامل امنیتی و اطلاعاتی است، اینگونه علیه همسرش افشاگری می‌کند، نشان‌دهنده چیست و چه تاثیری بر روند مبارزه با خشونت علیه زنان می‌گذارد؟

سمانه سوادی، حقوقدان و کنشگر برابری جنسیتی، نفس صحبت کردن درباره خشونت خانگی را "سدشکنی" دانسته و به دویچه‌وله می‌گوید: «خشونت خانگی سال‌هاست با مفاهیمی مثل "آبرو"، "حرمت خانواده" و "مسئله خصوصی" گره خورده، یعنی از زنی که خشونت دیده انتظار داشتیم سکوت کند تا خانواده، موقعیت اجتماعی یا اعتبار فرد خشونت‌گر حفظ شود. حتی شرم را هم جابه‌جا کردیم؛ به جای اینکه کسی که خشونت کرده شرمنده باشد، زنی که درباره آن حرف می‌زند باید مدام توضیح بدهد که چرا گفته، چرا علنی کرده، چرا سکوت نکرده.»

متن کامل گزارش را وب سایت دویچه وله فارسی بخوانید.