رهبرانی که مثل مجتبی خامنه‌ای غایب شدند

🔸انزواگزینی شیوه‌ای از حکمرانی در حکومت‌های اقتدارگراست که در آن رهبر، به جای حضور فعال در عرصه عمومی، از غیبت، برای حفظ و تقویت قدرت خود استفاده می‌کند.

🔸بنابراین در تاریخ سیاسی جهان، قدرت یک حاکم همواره با توانایی او در ظاهر شدن در عرصهٔ عمومی سنجیده نشده و این قدرت می‌تواند دور از انظار عمومی هم ادامه یابد یا حتی اساسا از آغاز، مثل مورد مجتبی خامنه‌ای در ایران، در غیبت شکل بگیرد.

🔸برخی حاکمان در نظام‌های استبدادی و اقتدارگرا از غیبت خود برای پنهان‌کاری، کنترل تصویر عمومی خود یا حتی تقویت ابزارهای اعمال قدرت استفاده می‌کند.

🔸یکی از نمونه‌های مطرح در قرن بیستم، ژوزف استالین، رهبر شوروی سابق است که در سال‌های پایانی زندگی‌اش به‌شدت نسبت به توطئه‌های ترور دچار سوءظن و بدگمانی شده بود.

🔸او به اقامتگاه ییلاقی به‌شدت محافظت‌شده خود پناه برده و حضور در انظار عمومی را متوقف کرد. همچنین دایرهٔ افرادی را که اجازهٔ دیدن او را داشتند، محدود کرد و هنگام سفر نیز از قطارها و خودروهای زرهی استفاده می‌کرد.

🔸نمونهٔ دیگر، کیم جونگ ایل رهبر پیشین کره شمالی است. او برخلاف پدرش (کیم ایل سونگ) و پسرش (کیم جونگ اون) از تجمعات عمومی پرهیز داشت و نسبتاً منزوی بود. همچنین او به‌ندرت در ملأعام سخنرانی می‌کرد و صدای او تنها یک بار از رسانه‌های دولتی پخش شد. به دلیل بدگمانی و ترس، از سفر با هواپیما پرهیز می‌کرد و در سفرهای معدود دولتی خود نیز با قطار جابه‌جا می‌شد.

🔸پل پوت، دیکتاتور پیشین کامبوج، نیز در سال‌های نخست حکومت خمرهای سرخ کاملا مخفی بود و از او به‌طور مبهم با عنوان «برادر شمارهٔ یک» یاد می‌شد. بیشتر مردم کامبوج هیچ اطلاعی نداشتند که او چه کسی است و چگونه کشور را اداره می‌کند.

🔸در واقع، این حاکمان با کمتر ظاهر شدن خود در انظار عمومی شکل خاصی از قدرت را پدید می‌آورند که بیشتر بر کنترل پیام‌ها و تقویت نمادها متکی است؛ به‌طوری که حاکم حاضر نیست اما مثلاً عکس‌های او همه جا دیده می‌شود. همچنین فاصله می‌تواند نوعی «تقدس» ایجاد کند.

🔸نسخه کامل این گزارش را در وب‌سایت رادیوفردا بخوانید.