یکی از دردناکترین عکسای گالریم این عکسه هماتاقیم بعد جنگ رفت خوابگاه و این عکسو برام فرستاد و من ساعتها باهاش زار زدم تقویم شوم روی دیماه ۴۰۴ مونده و گلای نرگسم که کمرشون خم شد و خشکیدن مثل اینکه توی اون اتاق، زمان روی مرگ متوقف شده ۶ ماه گذشت...
.𓄂



نظرها
نظرهای برتر