🗣روایت شما: وضعیت زندگی در سایه سرکوب سیاسی و تنشهای نظامی - پنجشنبه ۱۹ شهریور
🔹همسر من یک ارتشی هوانیروز است؛ وضع زندگی بسیار ناجوره. حقوقی که میگیره، نهایتا ۱۵ روز جواب میده. تمام همکارانش هم همین داستان و نارضایتی رو دارن، اما اگر خیلی بخوان اعتراض کنن، اعدام میشن.
🔹من کارمند دادگستری هستم. به خدا قسم الان ۴ روزه در تب میسوزم و بدندرد شدید دارم، اما پول ندارم برم دکتر. آخه حق ما اینه؟
🔹سه پسر بزرگ دارم که با مدرک کارشناسی ارشد خانهنشین هستند. از سه وعده غذایی در روز فقط یک وعده میتونیم غذا بخوریم. نه چیزی برای خوردن داریم و نه پولش رو.
🔹پنجشنبه ۱۹ شهریورماه، در ۱۰ دقیقه، دو بار برق رو قطع و وصل کردند. آخه با این گرونی، وسایل مردم بسوزه، کی میخواد خسارت بده؟
🔹من به عنوان یک دانشجوی ۲۰ ساله، توان پرداخت شهریه رو ندارم و روم نمیشه از پدرم پول بخوام. چرا این زالوها از خوردن خون مردم سیر نمیشن.
🔹بارداریم مشکلدار هست. داروخانهها اصلا داروها رو ندارن و حتی اگر موجود باشه، به تعداد محدود و با قیمت آزاد میدن. ۱۵ عدد قرص دوفامد یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان.


نظرها
نظرهای برتر