🗣روایت شما: وضعیت زندگی در سایه سرکوب سیاسی و تنشهای نظامی - چهارشنبه ۱۸ شهریور
🔹کریم هستم، بازنشسته با سه تا دختر دمبخت، توان خرید نوار بهداشتی ندارم؛ از خیاطی تکهپارچه گرفتم برای جایگزین
🔹پدر و مادرم هر دو کارمند دولتین، حقوقشون با این همه قسط برای زندگی کافی نیست؛ من و برادر ۱۷ و ۱۵ سالهام هر دو هم داریم کار میکنیم، هم برای مدرسه آماده میشیم؛ نمیتونیم به خانوادمون کمک زیادی کنیم
🔹داروی سرترالین میخواستم برای استرس، اما مجبور شدم پنج تا داروخانه رو بگردم تا پیدا کنم. اینهمه خرج تسلیحات میکنند، اما یک دارو رو نمیتونند تأمین کنند
🔹کیف پسرانه برای پیشدبستانی معمولی، یکونیم میلیون، بازار تهران؛ جامدادی، یکونیم میلیون
🔹من کارمند رسمی یکی از فرمانداریها هستم، با مدرک فوقلیسانس و ۲۵ سال سابقه، ۳۰ میلیون تومان دریافتی دارم. این حقوق هفته اول ماه تمام میشود. اکثر کارمندان وزارت کشور نسبت به حقوق بسیار اندک معترض و از بیلیاقتی وزیر کشور و معاون توسعه وزیر خشمگین هستند
🔹برای دخترم در حد لوازمالتحریر معمولی مورد نیاز یک دانشآموز کلاس چهارم دبستانی خرید کردم، سه میلیون تومن. واقعاً از کجا تأمین کنیم؟ ای پرچم به دست نادان، تو از کجا خرید میکنی؟ لابد حقوقت از جای دیگری تأمین میشود
🔹بعد از ۳۰ سال خدمت در مناطق گرم جنوب، بازنشسته شدم. الان برای یک وعده غذای خانوادهام موندم
🔹سه کیلو گوشت و یک کیلو چرخکرده رو ۹ میلیون و ۳۴۰ هزار تومان خریدم؛ از ترس اینکه تو خواب سکته کنم، دیشب تا صبح نخوابیدم


نظرها
نظرهای برتر