🗣روایت شما: وضعیت زندگی در سایه سرکوب سیاسی و تنشهای نظامی - چهارشنبه ۱۱ شهریور
🔹من پذیرش هتل بودم، ۳۰ سالمه و دوتا زبان انگلیسی و عربی فولام، ولی جنگ همهچیز رو تعطیل کرد. چون ۶ ماه حقوقم رو ندادن، اسنپ کار میکنم. اومدم جایگاه سوخت سهمیه آخرم رو بزنم و ۳ ساعت در صف بودم. بعدش هم ماشین رو پارک میکنم و میرم دستفروشی.
🔹پریروز سرما خورده بودم و مجبور شدم برم دکتر که ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان هزینه کردم. ویزیت ۳۸۸ هزار تومان، دارو یک میلیون و ۲۸۰ هزار تومان، تزریق یک میلیون و ۱۸۰ هزار تومان. دیگه نمیشه زندگی کرد.
🔹من دانشجوی ورودی مهر ۱۴۰۴ دانشگاه علومپزشکی هرمزگان هستم. در روز ثبتنام به ما گفته شد به شما خوابگاه نمیدیم و خوابگاه دولتی پس از یک سال داده خواهد شد. حالا باز هم قرار نیست به ما خوابگاه بدن و باید در خوابگاههای خودگردان که گران و بسیار شلوغ هستند، بمونیم.
🔹۱۴ سالمه و کلاس بسکتبال میرم. گفتن باید لباس بخرید، نمیدونم چیکار کنم. دیگه خجالت میکشم از بقیه پول بگیرم برای باشگاه و لباس باشگاه. وضعیت خیلی بده، به امید روزهای بهتر.
🔹۴ عدد تخممرغ و یک تن ماهی شد ۷۰۰ هزار تومان. پریشب رفتم سوسیس بگیرم، ۴ عدد حدود ۳۰۰ هزار تومان. انتظار دارید مردم بلند نشن؟ فقط بلدن بچههای ما رو پرپر کنن.
🔹من پدر دو فرزند هستم که یکیشون اوتیسم داره و باید ماهیانه ۲۰ میلیون هزینه کنم، با حداقل حقوق وزارت کار. چیکار کنم با این گرونی و هزینههای سنگین؟ لعنت به جمهوری اسلامی.
🔹بابا، این چه وضعشه؟ من یه دختر ۱۳ ساله هستم که امسال میرم پایه هفتم. هزینه کتابهام شده نزدیک ۲ میلیون تومان. هزینه فرم مدرسهام هم میشه حداقل ۲.۵ میلیون تومان. شما چیکار دارید میکنید با ما؟


نظرها
نظرهای برتر