🗣روایت شما از زندگی در دور تازه درگیریها- پنجشنبه یک مرداد:
🔹پیش از عید اسپری لیدوکایین برای بیحسی دندون گرفتم ۳۵ هزار تومن، امروز همون اسپری رو از همون شرکت گرفتم ۴۶۵ هزار تومن.
🔹همه فقط از گرونی مواد غذایی میگن اما هیچکس دقت نمیکنه چقدر لوازم بهداشتی اولیه مثل شامپو و صابون و مام گرونه، چقدر لوازم آرایشی گرونه، چقدر لباس گرونه چقدر آرایشگاه رفتن گرونه.
🔹من یک مغازهدارم. دولت چند ماهه کالابرگ رو با کسبه تسویه نکرده. یعنی الان دولت داره از جیب مغازهدارها کالابرگ مردم رو میده. مغازه رو نتونستم با جنس جدید پر کنم. خیلی از کاسبها دیگه کالابرگ مردم رو قبول نمیکنن و میگن قطعه.
🔹از کرج پیام میدم. بیش از دو هفته است دولت پول کالابرگ رو واریز نکرده و از جیب کاسبان مایه میذاره. اما اگر دو هفته ما پول برق رو واریز نکنیم بدون اطلاع برق رو قطع میکنن.
🔹در روستاهای کوچک شمال کشور جدیدا شروع به قطع برق به بهانه تعمیرات کردن؛ از ساعت ۹:۳۰ صبح تا حدود ۱۵ و همچنین یک تایم رندوم دو ساعته هم بعد از اون برق رو قطع میکنن. یعنی ما در روز نزدیک به ۷-۸ ساعت برق نداریم.
🔹سال ۱۳۹۸ یه موتور سیکلت خریدم ۹ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان، امروز بعد از ۶ سال همون موتور شده ۳۲۰ میلیون تومان. حدودا ۳۲ برابر شده.
🔹حقوق کارکنان هواپیمایی آتا ۲ ماهه که پرداخت نشده. حتی به نام شرایط جنگی، وام سنگین گرفتن از بانک، ولی به کارمند که میرسه میگن پول نداریم.
🔹از اصفهان پیام میدم؛ مادرم رو بهخاطر زانودرد بردیم فیزیوتراپی. اما بهخاطر قطع برق بدون برنامه، کلی مریض سالمند توی این گرما معطل شدن، چند نفری هم هر روز در آسانسور مرکز گیر میافتن.


نظرها
نظرهای برتر