🗣روایت شما از شرایط زندگی و بحران اقتصادی- سه‌شنبه ۳۱ شهریور:

🔹از اراک: هر ساله واکسن آنفولانزا از اول شهریور توزیع می‌شد، ولی الان هر داروخانه‌ای می‌ریم می‌گه نداریم؛ هنوز توزیع نشده.

🔹برای فقط چهار قلم موارد بهداشتی پوست، ۳.۵ میلیون پول دادیم. آبرسانی که دو ماه پیش ۳۵۰ بود الان شده ۷۵۰ هزار تومان.

🔹از بندرگز: گرونی کمرشکن شده. ۵ نفر داریم کار می‌کنیم، باز آخر ماه کم میاریم. به‌خاطر نداشتن پول حتی نمی‌تونم روغن ماشین رو عوض کنم.

🔹من بیمار اعصاب و روان هستم. پزشکم گفت بعضی داروهای وارداتی حالا داخل کشور تولید می‌شوند و ممکن است اثرگذاری‌شان برای بیمار مثل قبل نباشد. از طرفی گرانی دارو هم ادامه درمان را سخت کرده. نگرانی ما بیماران را چه کسی پاسخ می‌دهد؟

🔹من یه مادر مجرد هستم که تنها راه درآمدم اسنپه. روزی ۵ ساعت کار می‌کنم، به زور یه میلیون تومن می‌شه. همه درآمد همون روز خرج می‌شه و موقع خرابی ماشین فقط بدهکار می‌شم.

🔹نمایندگی یک شرکت حمل‌ونقل بزرگ مقیاس رو گرفتم. از ۱۸ درصد کمیسیون دریافتی‌ام، ۹ درصد راهداری، ۵ درصد بیمه تکمیلی رانندگان، ۴ درصد به خود بزرگ مقیاس می‌دم. انگار کارمند اداره راهداری و بزرگ مقیاس شدم!

🔹در سیاسنگ پردیس یه کارگاه تعمیرات مبل دارم. دیروز اسفنج قیمت گرفتم و به مشتری قیمت دادم، امروز رفتم همون رو بخرم، دیدم هر سانتی‌مترش ۸۰ هزار تومان گران‌تر شده. مدام داریم ضرر می‌کنیم.

🔹خودروی پراید من ۱۵ ساله شده، از زمستان ۱۴۰۳ به صورت خیلی پراکنده و نه مداوم، کار تو اسنپ رو شروع کردم. هر چی که درآوردم خرج خودشم نشد، کلا گذاشتمش کنار. به هیچ وجه شغل مطمئنی نیست. هر چقدر در بیاری باید دو برابر خرج ماشینت بکنی.

🔹اسنپ خنده‌داره، ولی تهش گریه داره. کار کنی، گشنه‌ای؛ کار نکنی، مرده‌ای. شما ۱۰۰ هزار تومان هم بدهکار اسنپ بشی، بهت پیام می‌دن و تهدید می‌کنن که «اعمال قانون می‌شی و حسابات مسدود می‌شه».