🗣روایت شما از شرایط زندگی و بحران اقتصادی- چهارشنبه ۱۸ شهریور:
🔹من بیماری سرطان خون دارم، باید پیوند مغز استخوان انجام بدم. هزینهاش بین ۲۵ تا ۳۰ میلیون شده. واقعا ندارم. موندم چیکار کنم. فقط باید بشینم تا بمیرم.
🔹از تهران پیام میدم. اینجا دیگه اصلا دارو نیست. باید کلی بگردی دارو مورد نظرت رو پیدا کنی. مثلا قرص دایجستیو که یه مکمل ساده برای گوارش است هم پیدا نمیشه.
🔹من پدرم دیابت داره و داروی متفورمین مصرف میکنه. الان نیست که بخواهیم تهیه کنیم. مجبور شدم به یکی از دوستانم بگم از ترکیه برام بفرسته.
🔹از سیستان و بلوچستان پیام میدم. ۱۰ ماهه که داروی حیاتی فاکتور ۱۳ مخصوص بیماران هموفیلی در کشور گیر نمیاد و موجودی داروخانهها به صفر رسیده.
🔹سه روزه ماشینام خراب شده گوشه خیابان گذاشتمش. هزینه تعمیرات و اجناس سر به فلک زده.
🔹از مشهد پیام میدم. پول برق هر دفعه میآمد ۵۰ هزار تومان، این بار آمده ۶۰۰ هزار تومان. خسته شدیم از این گرانی هر روزه همهچیز.
🔹من یک پرستار هستم و در آریاشهر مستاجرم. دوره آخر ۳۵۰ هزار تومن قبض برقم بود، الان بالای پنج میلیون اومده.
🔹ما همه قیمتها رو به دلار داریم پرداخت میکنیم. حتی همین بنزین هم به دلار دارن حساب میکنن. قیمتها هم روز به روز در حال افزایشه اونوقت من موندم چرا درآمد ما همچنان به ریاله و هیچ افزایش حقوقی نداریم.
🔹چند تا دونه میوه گرفتم ۶۱۰ هزار تومان شد.


نظرها
نظرهای برتر