مجید آدینه، سربدار جاویدنامی که زندگی‌اش را وقف انسان‌ها کرد

مجید آدینه حدود ۲۰ سال از زندگی‌اش را صرف حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست، خانواده‌های کم‌برخوردار و افراد کارتن‌خواب کرد. او ابتدا مؤسسه فدک در سرآسیاب فردیس و سپس مؤسسه آبشار سبز عاطفه‌ها در محمدشهر را با هزینه شخصی تأسیس کرد و همراه خیرین حدود ۵۰ خانواده را در تأمین ارزاق، لوازم‌ تحریر و سایر نیازها حمایت می‌کرد. او همچنین ۲ بار برای ۱۰ زوج کم‌توان و سندرم داون، مراسم عروسی برگزار کرد.

در این مجموعه‌ها برای کودکان، کلاس‌های زبان، درسی، ورزشی، شنا، گیتار، سنتور، دف، تئاتر، شاهنامه‌خوانی، نقاشی و کامپیوتر برگزار می‌شد. بچه‌های مرکز، کنفرانس‌های پزشکی به زبان‌های انگلیسی، آلمانی و ترکی استانبولی ارائه می‌دادند و خیری در آمریکا پذیرفته بود اگر بچه‌های این موسسه در رشته‌های پزشکی و پیراپزشکی قبول شدند با هزینه خود برای تحصیل به آمریکا ببرد.

مجید آدینه، نظامی بازنشسته، شب ۱۹ دی در اعتراضات حضور داشت. پس از متفرق شدن جمعیت، همراه مهدی حصاری (از بچه‌های مرکز) به سمت محل خیریه در حرکت بود که خودرویی مقابلشان پیچید. در جریان درگیری، تلفن همراهش گم شد و سلاح کمری‌اش نیز ضبط شد. روز بعد، مأموران به خانه و خیریه او یورش بردند و یک اره‌برقی را که در انباری و از وسایل باغبانی مجموعه بود، برداشتند و آن را به‌عنوان یکی از موارد اتهامی علیه او مطرح کردند، در حالی که بنا بر روایت خانواده، او آن شب بدون وسیله نقلیه بوده و امکان حمل چنین وسیله بزرگی را نداشته است.

خانواده مجید و مهدی حصاری تحت تهدید قرار گرفتند و مدت‌ها خبری از وضعیت مجید منتشر نشد. او در زندان شکنجه شد و حتی استخوان‌های کتفش آسیب دید. با وجود داشتن چهار وکیل، خانواده‌اش تنها صبح روز اجرای حکم، از اعدام او مطلع شدند.

تلخ‌تر اینکه همان رسانه‌ای که روزی از مجید آدینه به‌عنوان یک خیر و انسان نیکوکار تقدیر می‌کرد، حالا او را با اتهام «جاسوسی» معرفی کرد.

مجید آدینه زندگی‌اش را برای کودکان و انسان‌های محروم گذاشت و در نهایت، مظلومانه جانش را از دست داد.

نام مجید آدینه را با اتهامات دروغینی که بر او زدند به یاد نیاوریم، بلکه با سالها انسان‌دوستی و شرافتش به یاد بیاوریم.

یادش گرامی و نامش جاودان🖤