در شرایط فعلی، دو سناریو مقابل ما قرار دارد؛

جمهوری اسلامی یا موفق می‌شود به شکلی معجزه‌آسا از وضعیت فعلی خارج شود، یا بحران سوخت سرانجام به نقطه‌ای خواهد رسید که حاکمیت ابتدا سوخت روزانه نهادهای دولتی و نظامی را تفکیک کند، سپس آنچه باقی‌ماند را به چند جایگاه منتخب جهت توزیع ارائه دهد.

به زبان ساده: تنها کسانی که زودتر به جایگاه برسند، بنزین دارند.

وضعیت فعلی سوخت، در امتداد بحران گسترده انرژی است که موجب شد چند سال اخیر در تابستان برق و آب، و در زمستان گاز جیره‌بندی شود.

اگر چه جنگ اقتصادی تاثیر مهمی دارد، اما این بحران پیش از تحریم و محاصره، به فساد حاکمیت در چند دهه اخیر باز می‌گردد؛ همانطور که زیر سایه تحریم، درجهت ایدئولوژی خود می‌توانستند هسته‌ای و موشکی را توسعه دهند، توسعه زیرساخت انرژی و پالایشگاه‌ها نیز ممکن بود اما هرگز انجام نشد.

علاوه‌بر این باید بدانیم روزانه حدود ۳۰ میلیون لیتر سوخت، یعنی میزانی بیش از کسری روزانه نیاز داخلی به پاکستان و چند کشور دیگر قاچاق می‌شود که با هماهنگی کامل سپاه و مقامات عالی‌رتبه جمهوری اسلامی، در راستای تامین مالی جناح‌های داخلی است.