بخش‌هایی از مصاحبه ترامپ، ترجمه ماشین:

ترامپ: این را می‌گویم: به نظرم مردم اشتباه می‌کردند. هرگز فکر نمی‌کردم [نامفهوم] بتوانند کاملاً مسلح شوند. هرگز تصور نمی‌کردم چنین قیامی رخ بدهد، چون این‌ها آدم‌های خشنی هستند.

رهبران به‌اصطلاح‌شان بسیار خشن‌اند. آن‌ها قاتل‌اند. ۵۲ هزار نفر را کشته‌اند. آن کشتی‌گیر را یادتان هست؟ آن کشتی‌گیر یکی از بهترین کشتی‌گیران جهان بود. او و دو دوستش را کشتند، فقط چون حرفی زد که حتی آن‌قدرها هم علیه حکومت نبود.

آن‌ها دیوانه‌اند. به کشتنشان ادامه می‌دهند، چون تا وقتی شما کاری نکنید، مردم خودشان را خواهند کشت.

Hugh Hewitt: آیا شما، ارتش آمریکا یا ارتش اسرائیل می‌توانید به آنچه از رده سوم، رده چهارم و رده پنجمشان باقی مانده دست پیدا کنید؟ می‌دانید کجا هستند؟ می‌توانید آن‌ها را بکشید؟

ترامپ: بله، می‌دانم؛ اما نمی‌خواهیم درباره‌اش حرف بزنیم. ولی قطعاً زیر نظرشان داریم. بله، من درباره این موضوع خیلی چیزها می‌دانم. خیلی چیزها می‌دانم، اما فکر نمی‌کنم الان مناسب باشد درباره‌اش صحبت کنم. ولی خواهیم دید. برای نمونه، امشب آن‌ها را بسیار سخت هدف قرار خواهیم داد و فردا هم سخت به آن‌ها ضربه خواهیم زد. هیچ کاری هم از دستشان برنمی‌آید. هیچ چیزی ندارند. هیچ کاری نمی‌کنند، جز اینکه فقط لاف می‌زنند. خب، فکر می‌کنم کمی خل‌وچل‌اند؛ همه‌شان همین‌طورند. رده اولشان را از بین بردیم. بعد رده دومشان را از بین بردیم. سپس حدود ۲۵ درصد از این حکومت را از میان برداشتیم. ذهنشان کمی متفاوت کار می‌کند. دیروز توافقی داشتیم و قرار بود صددرصد نهایی شود؛ اما ناگهان تماسی دریافت کردند و همه‌شان از اتاق فرار کردند. این آدم‌ها... این آدم‌ها دیوانه‌اند. توافقی داشتیم که در آن به همه خواسته‌هایمان می‌رسیدیم. اما آن‌ها اساساً توافق‌ها را زیر پا می‌گذارند، می‌دانید؟ توافق می‌کنند و از نظر آن‌ها، توافق‌ها برای شکسته‌شدن بسته می‌شوند. این‌ها آدم‌هایی به‌شدت غیرقابل‌اعتمادند. صادقانه بگویم، اگر روزی سلاح هسته‌ای داشتند، ظرف یک روز از آن استفاده می‌کردند.

Hugh Hewitt: آیا شما، ارتش آمریکا یا ارتش اسرائیل می‌توانید به آنچه از رده سوم، رده چهارم و رده پنجمشان باقی مانده دست پیدا کنید؟ می‌دانید کجا هستند؟ می‌توانید آن‌ها را بکشید؟

ترامپ: بله، می‌دانم؛ اما نمی‌خواهیم درباره‌اش حرف بزنیم. ولی قطعاً زیر نظرشان داریم. بله. من درباره این موضوع خیلی چیزها می‌دانم. خیلی چیزها می‌دانم، اما فکر نمی‌کنم الان مناسب باشد درباره‌اش صحبت کنم. خواهیم دید. برای نمونه، امشب آن‌ها را بسیار سخت هدف قرار خواهیم داد و فردا هم سخت به آن‌ها ضربه خواهیم زد. هیچ کاری هم از دستشان برنمی‌آید. هیچ چیزی ندارند. هیچ کاری نمی‌کنند، جز اینکه فقط لاف می‌زنند.

Hugh Hewitt: ادامه بدهید، آقای رئیس‌جمهور.

ترامپ: متأسفانه این کار را کردم، چون آن‌ها را شناختم. [نامفهوم درباره تفاهم‌نامه] خیلی بهتر است. می‌دانید، مردم می‌گویند دست‌کم آدم معقولی بودم، اما آن‌ها را شناختم و فهمیدم کاملاً سنگدل‌اند...

Hugh Hewitt: تفاهم‌نامه‌ای که مذاکره‌کنندگان شما آوردند چه بود؟ آیا آن یک تفاهم‌نامه [نامفهوم] بود؟ آیا طوری تنظیم شده بود که از هم بپاشد؟

ترامپ: برای آزمودنشان تنظیم شده بود. یک آزمون بود. نمی‌دانستیم. ببینید، وقتی با آدم‌های پست سروکار دارید، تفاهم‌نامه معنای چندانی ندارد. حتی وقتی با آدم‌های شرافتمند سروکار دارید هم معنای زیادی ندارد، چون فقط یک تفاهم‌نامه است. معنای زیادی ندارد. من گفتم: اصلاً چرا این کار را می‌کنیم؟ این یک روش استاندارد در آمریکاست که ابتدا به یک تفاهم‌نامه می‌رسید و بعد سراغ توافق نهایی می‌روید. من گفتم مستقیم سراغ توافق نهایی بروید. ولی می‌دانید چیست؟ آن به‌نوعی یک آزمون بود و آن‌ها پای آن نایستادند؛ به آزمون پایبند نماندند.

📡