🔶 بحران ویزای تحصیلی؛ سرگردانی دانشجویان در مسیر آلمان

🔻گزارشی از امید برین

تعطیلی‌های موقت سفارت آلمان در تهران در پی تنش‌های منطقه‌ای، صرفاً یک وقفه اداری یا دیپلماتیک نیست؛ بلکه نقطه شروع یک چرخه از اضطراب، بلاتکلیفی‌های کشدار و فشارهای سنگین اقتصادی برای متقاضیان ویزای تحصیلی است.

جوانانی که ماه‌ها و گاه سال‌ها با عبور از هفت‌خوان یادگیری زبان و مکاتبه با دانشگاه‌ها برای دریافت پذیرش جنگیده‌اند، یک‌شبه خود را در بن‌بستی تاریک می‌بینند. این تعلیق ناخواسته، تنها برنامه‌های آکادمیک آن‌ها را به تعویق نمی‌اندازد، بلکه آرامش روانی، انگیزه و چشم‌انداز آینده‌شان را نیز به گروگان می‌گیرد.

دویچه‌وله برای درک دقیق‌تر این چالش‌ها پای صحبت‌های مهسا از شیراز و مینا از سنندج نشسته و هم‌زمان پاسخ‌ وزارت امور خارجه آلمان را جویا شده است.

دوران تعلیق خدمات سفارت، روزهای بسیاری از متقاضیان را با ابهام و فشارهای روانی بی‌سابقه‌ای گره زده است.

مهسا، یکی از دانشجویانی که از شیراز با دویچه‌وله گفت‌وگو کرد، عملکرد شرکت کارگزار سفارت را "بد" توصیف می‌کند و درباره آن روزهای پرالتهاب می‌گوید: «از هر ۴۰۰ یا ۵۰۰ تماسی که می‌گرفتم، شاید فقط یک بار گوشی را برمی‌داشتند؛ آن هم فقط برای اینکه بگویند کاملا بی‌اطلاع هستند.»

این بلاتکلیفی فرساینده خیلی زود با بحران اقتصادی گره خورد. جهش نرخ یورو از ۱۵۰ به ۲۵۰ هزار تومان، برآورد هزینه‌های مهاجرت تحصیلی را به مرز سرسام‌آور چهار میلیارد تومان رسانده است؛ رقمی که هیچ تناسبی با توان مالی خانواده ندارد.

مهسا تعریف می‌کند که سنگینی این بار به حدی است که پدر ۷۰ ساله‌اش برای دلگرمی و جبران کسری بودجه به او وعده می‌دهد: «اگر سفارت وقت داد غصه نخور، ماشینم را می‌فروشم.» در مقابل، مادرش که تاب تحمل این میزان استرس را ندارد، مدام دچار سردرد می‌شود و با کلافگی از او می‌پرسد: «اصلاً چرا تصمیم گرفتی بروی؟»

کابوس هزینه‌ها اما به همین جا ختم نمی‌شود. به گفته او سایه جنگ و هراس از بسته شدن ناگهانی مرزها باعث شد تا برای از دست ندادن آزمون زبان، سراسیمه و بسیار زودتر از موعد راهی ترکیه شود؛ سفری اضطراری و ناخواسته که به‌تنهایی ۷۰ میلیون تومان دیگر روی دستش خرج گذاشت.

این اضطراب‌ها و دردسرها باعث شده تا برخی متقاضیان حتی پیش از شروع پروسه، به فکر راه‌های جایگزین بیفتند.

مینا، دیگر متقاضی ویزای تحصیلی از سنندج، در این‌باره به دویچه‌وله می‌گوید: «حتی وقتی به معطلی‌ها و دردسرهای سفارت فکر می‌کنم، گاهی به سرم می‌زند که کلاً قید اقدام از ایران را بزنم و به یک کشور دیگر بروم؛ شش‌هفت ماه تمام هزینه‌هایش را به جان بخرم تا حداقل خیالم راحت باشد که می‌توانم بدون دغدغه از یک کشور دوم درخواست ویزا بدهم.»

مینا که هنوز در مرحله آمادگی برای آزمون زبان است، از سایه سنگین نام "سفارت آلمان" بر برنامه‌هایش می‌گوید: «اولین چیزی که در ایران می‌شنوی این است که وقت سفارت گیر نمی‌آید و شاید یک سال و نیم طول بکشد. هر بار هم که اتفاقی در ایران می‌افتد، سفارت تعطیل می‌شود. حتی تغییر ناگهانی شرکت کارگزاری ویزا هم برنامه‌ریزی‌های ما را به هم می‌ریزد و اضطرابمان را هزار برابر می‌کند.»

در میان تمام این اضطراب‌ها، رفتار دانشگاه آلمانی تنها دلگرمی مهسا است. او تعریف می‌کند که زمان مصاحبه‌اش دقیقا با شب حمله اسرائیل به ایران و اختلال شدید اینترنت هم‌زمان می‌شود؛ اتفاقی که او را مجبور می‌کند با استرس فراوان، شبانه خودش را به تهران برساند تا بتواند با سیم‌کارت یکی از آشنایان در جلسه آنلاین شرکت کند.

با وجود این شرایط پرالتهاب، اساتید آلمانی به او اطمینان می‌دهند که جای هیچ‌گونه نگرانی نیست. آن‌ها نه‌تنها مهلت ثبت‌نام او را تا پایان سپتامبر تمدید می‌کنند، بلکه مدیر گروه با ارسال پیامی صمیمانه می‌نویسد: «این خبر فوق‌العاده‌ای بود، ما منتظر خوشامدگویی به تو هستیم.»

📌 متن کامل گزارش را در وب سایت دویچه وله فارسی بخوانید.