📣📣📣📣. آنچه در جنوب ایران در حال رخ‌دادن است، فقط افزایش تعداد حملات آمریکا نیست. مسئله اصلی، تغییر در عمق، جهت و منطق عملیات است.

تا این لحظه قشم، سیریک، بندرعباس، جاسک، بوشهر، خنداب، بندر ماهشهر، بهبهان، اندیمشک، دزفول، اهواز، آبادان و خرمشهر هدف تجاوز آمریکا قرار گرفته‌اند.

این نقاط تصادفی انتخاب نشده‌اند. وقتی آنها را روی نقشه کنار هم می‌گذاریم، یک الگوی روشن دیده می‌شود: حملات از خط ساحلی آغاز شده و به‌تدریج به سمت عقبه در جنوب و جنوب‌غرب کشور حرکت می‌کند.

هدف فقط زدن چند پایگاه، سامانه موشکی یا مرکز نظامی نیست. فشار از ساحل به سمت عمق در حال گسترش است تا خطوط دفاعی، رینگ‌های موشکی، مراکز پشتیبانی و مسیرهای انتقال نیرو و تجهیزات به عقب رانده شوند.

به بیان دیگر، آمریکا تلاش می‌کند میان خط دفاع ساحلی و عقبه لجستیکی کشور فاصله ایجاد کند. ابتدا سواحل، بنادر و مراکز نزدیک به دریا تحت فشار قرار می‌گیرند و بعد دامنه حملات به مسیرهای ارتباطی، مراکز پشتیبانی و نقاط مهم‌تر در خوزستان و جنوب کشور کشیده می‌شود.

اینها حملات جدا از هم نیستند. قشم، بندرعباس، جاسک، بوشهر، ماهشهر، اهواز، اندیمشک و دزفول هرکدام بخشی از یک جغرافیای به‌هم‌پیوسته نظامی و لجستیکی‌اند. حمله به هرکدام، در نهایت بخشی از شبکه دفاع، پشتیبانی و انتقال را تحت فشار قرار می‌دهد.

نکته مهم این است که این روند فعلاً در سطحی پایین‌تر از جنگ تمام‌عیار پیش می‌رود. یعنی آمریکا هنوز لزوماً وارد مرحله نهایی نشده، اما با حملات محدودتر، مرحله‌به‌مرحله میدان را آماده می‌کند.

در این نوع عملیات، هدف فقط تخریب نیست. واکنش ایران سنجیده می‌شود، نقاط ضعف شناسایی می‌شوند، بخشی از توان دفاعی فرسوده می‌شود و هزینه عملیات بعدی پایین می‌آید. عملیات‌های زیر حد جنگ تمام‌عیار، در واقع می‌توانند مقدمه‌ای برای یک عملیات بزرگ‌تر باشند.

اگر این روند ادامه پیدا کند، معنایش این است که آمریکا می‌خواهد پیش از ورود به مرحله وسیع‌تر، خطوط دفاعی را عقب ببرد، مسیرهای پشتیبانی را مختل کند و امکان مانور بیشتری در جنوب و جنوب‌غرب به دست آورد.