علیه فراموشی

درحالی‌که تصویر شکل گرفته از دِی‌ماه، اغلب مرتبط با تصاویر منتشر شده از کهریزک و یا مرور تصویر هزاران جاویدنام وطن است، شاهد آن هستیم که فعل جنایت و نحوه وقوع آن کمتر در بیان آن دیده می‌شود، این می‌تواند همان چیزی باشد که در طولانی مدت، موجب جعل، تحریف و حتی ساده شمردن “تمامِ حقیقت” شود.

همواره مرور جزئیات در حافظه‌ی جمعی ما، امکانی‌ست تا حقیقت هرگز تقطیع نشود. در ادامه بخش اندکی از کشتار و جنایت هولناک دِی‌ماه را مرور خواهیم کرد.

اگر چه حجم سرکوب و کشتار در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی بی‌سابقه بود، اما کشتار از ده روز قبل و روز ۸ دی‌ماه، با تیراندازی به مردم غیر مسلح در ایذه (خوزستان) و لردگان (چهارمحال و بختیاری) شروع و تا روز ۲۰ دی‌ماه نیز ادامه داشت. شواهد تکان‌دهنده‌ای که به صورت فیلم، عکس و شهادت شاهدان عینی ثبت شدند نشان می‌دهند در روزهای ۸ الی ۲۰ دی ماه، یعنی در مجموع ۱۲ روز متوالی، کشتار فراتر از شلیک مستقیم به معترضان بود و سرکوب در سراسر ایران، بیشتر به «شکار انسان‌ها» توسط سپاه و سایر نیروهای نظامی شباهت داشت.

علاوه‌بر کشتار مردم غیر مسلح در جریان اعتراضات، بسیاری از دستگیرشدگان نیز در محل دستگیری به شکلی فجیع و از فاصله نزدیک کشته شدند. به عنوان مثال:

به پیشانی یک پیرمرد سرایدار در محله نازی آباد تهران تیر خلاص زدند، دست یک معترض پس از دستگیری توسط نیروی سرکوب در خیابان ولیعصر تهران با وسیله‌ای مانند تبر قطع شد، گزارش‌ها در چند شهر نشان می‌دهند گلوی برخی از مردم را با چاقو بریدند، در موارد متعدد و عامدانه به آلت تناسلی مردان از فاصله نزدیک شلیک کردند و همچنین صدها تن از بازداشت‌شدگان در تهران، شیراز، مشهد و کرمانشاه پس از دستگیری روی زمین خوابانده و با شلیک شاتگان از فاصله چند سانتیمتری به ناحیه کمر، شانه یا سر کشته شدند.

در موارد دیگر نیز می‌توان دید گاهی اهداف به صورت عمدی یک خانواده انتخاب می‌شد؛ چندین جنایت ثبت شده نشان می‌دهد در چند شهر مانند تهران، کرج و اصفهان، خانواده‌ها چه در هنگام حرکت و داخل خودرو، و چه به صورت پیاده در مقابل منزلشان به رگبار بسته شدند.

آنچه به آن اشاره نمی‌شود یا کمتر اشاره می‌شود، بازماندگان، آسیب‌دیدگان و زندانیان مرتبط با دی‌ماه هستند.

هزاران تن از آسیب دیدگان همچنان در شرایط وخیم پزشکی قرار دارند و به علت بحران مالی و عدم امکان استفاده امن از مراکز درمانی به علت ریسک دستگیری، از فرایند درمان محروم ماندند و همچنان پس از گذشت ۷ ماه جانشان را از دست می‌دهند.