🗣روایت شما از شرایط زندگی و بحران اقتصادی- پنجشنبه ۱۹ شهریور:
🔹از کرج: ۶ روزه که دیگه چیزی از حقوقی که گرفتم باقی نمونده و چند ماهه که رویه به همین ترتیبه. برای گذراندن بقیه روزهای ماه، وسایل منزل رو میفروشیم.
🔹در پی قطعی مکرر برق برد آسانسور ما سوخته و ۲۰ میلیون خسارت زده. رفتیم اداره برق که خسارت بگیریم، میگن بهتون تعلق نمیگیره چون آسانسور کالای لوکس محسوب میشه!
🔹دمپایی پلاستیکی توی بازار ۵۰۰ هزار تومن معادل نیم میلیون تومن شده؛ دیگه حتی پول نداریم زندگی کنیم.
🔹یه سری از نشرها قیمت کتابها رو با کیو.آر.کد روی جلد کتابا میزنن و دیگه قیمت رو نمینویسن تا هر زمان که خواستن، قیمتها رو افزایش بدن. توی ایران دیگه قیمتها ثانیهای زیاد میشه و ما داریم زیر قیمت سنگین و تورم له میشیم.
🔹صرافی اوکی اکسچنج که زیر نظر بنیاد نخبگان ریاست جمهوری هست، برداشت ریالی رو کامل بسته و انتقال هم فقط ۵۰ تتر در هفته محدود شده، هر کجا شکایت میکنیم هیچ کسی جوابگو نیست.
🔹مدرسه تیزهوشان دبیرستان دخترانه خرمآباد گفتن مجوز آوردن معلم مرد رو نداریم. استرس کنکور و بلاتکلیفی یه طرف، این قوانین عصرحجری یه طرف.
🔹با ۳۸ سال سن شدم پیرترین آدم دنیا. حتی حوصله خودم رو هم دیگه ندارم. بعد از ۲۰ سال سابقه کار تو شرکت نفت، از عیدبه اینور بیکارم. دارم افسردگی میگیرم. چرا کسی به داد ما نمیرسه؟ بهخداخسته شدیم.
🔹از تهران: قبض برق مرداد یک میلیون و ۴۵۰ هزار تومن اومده بود، شهریور اومده چهار میلیون و ۵۰۰ هزار تومن؛ یعنی افزایش سه برابری!


Şərhlər
Ən yaxşı şərhlər